تبليغاتX
سرخط

سرخط
 

عصر امویان به سر آمد و عباسیان با پرچم "الرضا من آل محمد" معرکه گیری کردند، عده ای از مسلمانان خسته از سیاستهای امویان و بعضاً ماجراجویان و حتی منفعت طلبان نیز گرد عباسیان جمع شدند تا هر یک به زعم خود به نتیجه دلخواه خود برسند. اما این همه ماجرا نیست، کاتالیزوری هم به نام مروانیان در این معرکه گیریها سهم خواهی می کردند. همیشه در پس این نقل و انتقالات است که وضعیت جامعه ای بی ثبات و نابسامان می شود. شرایط آن روزگار چیزی شبیه رخ دادن یک انقلاب بود. این مقطع تاریخی فرصت فعالیتهای فکری و فرهنگی را پدید آورد.

ادامه مطلب در بازتاب امروز بخوانید

[ پنجشنبه چهارم خرداد 1391 ] [ 12:6 ] [ طیبه مروت ]

این روزها آهنگ پیامک گوشی همراهم بیشتر از هرروز به صدا در آمد و همه پیامهای دریافتی هم جز چند تا جک! برای مناسبت روز مادر و زن  بود. اما این پیامها قبل از تبریک حاوی نکاتی کنایه آمیز درباره زن بود. مثل اینکه زن آمده است تا مرد به مرگ طبیعی نمیرد و ....
اما همه مایی که چه از جنس زن و په از جنس مرد این پیامها را با لبخندی برلب برای دوستانمان می فرستیم فراموش کرده ایم که روز زن .... روزمادر .... و یا هر عنوان دیگری تنها به نام بانوی آب و آیینه حضرت زهرای مرضیه شرافت یافته است.
روز مادر به همه مادرانی که برای جامعه و خانواده خود  مادری کردند، روز زن به همه زنهایی که روح بزرگشان در عشق ورزی نشان از لطافت و مهر الهی دارد و میلاد بانوی خاندان وحی و علت خلقت مان بر همه فرخنده.

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:17 ] [ طیبه مروت ]
 

«یوسف نادرخانی» که این روزها بهانه ای برای کینه توزی کشیش آمریکایی شده است، یک شهروند ایرانی اهل رشت است که در 19 سالگی از دین اسلام خارج و به مسیحیت گرویده و کشیش یک گروه از مسیحیان تبشیری(مسیحیت صهیونیسم) به نام «کلیسای ایران» در گیلان شده است.

ادامه مطلب را در اینجابخوانید

[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:45 ] [ طیبه مروت ]

از بزرگ ترین کارهاى اصلاحى سیدعبدالحسین شرف الدین در لبنان که در راستاى مبارزات ضد استعمارى او صورت مى گرفت، بنیاد نهادن مدارس اسلامى بود که در آنها به رایگان به دختران و پسران مسلمان دروس جدید و معارف اسلامى مى آموختند. این مدارس را به خاطر رویارویى با مدارس تبشیرى و مدارس دولتى که به روش غربى اداره مى شد، بنا نهاد.

***

«علامه سید عبدالحسین شرف الدین»؛ اندیشمند لبنانی، تلاشهای بسیاری برای احیای شیعه در لبنان و ایجاد وحدت شیعه و سنی انجام داد. او در عرصه های اجتماعی بسیاری حاضر شد که ثمرات آن اکنون در جهان شیعه ظهور و بروز دارد. ضمن اینکه بررسی اقدامهای او که نزدیک به صد سال از درگذشتش می گذرد، آینده نگری اش را برای ما بیشتر ثابت می کند.

شرف الدین را مى توان به حق از جمله علماى پیشگام در مبارزه با استعمار دانست. او هنگام اشغال لبنان و سوریه به دست فرانسه در مقابل استعمار ایستاد و فتواى جهاد داد و به همین دلیل نیز محکوم به اعدام شد. او دوبار به مصر سفر کرد، یک بار پیش از اعلام حکم اعدام و بار دوم بعد از آن که فرانسویان وجود او را در لبنان براى مصالح سیاسى و اهداف استعمارى خود خطرناک دانستند، به مصر پناه برد. در آن جا همه را به وحدت در مقابل بیگانگان دعوت کرد و همان جا بود که جمله  معروف خود را بیان کرد که شیعه و سنى را سیاست و اهداف سیاسى از هم جدا کرد و باید سیاست آن ها را با هم جمع کند. سید بعد از بازگشت از سفر اول مصر، همچنان به مبارزات ضد استعمارى خود ادامه مى داد تا آن جا که فرانسویان شخصى را مأمور کردند تا به خانه او برود و سید را دستگیر کند و مدارک و تومارهايي را که او علیه استعمار فرانسه جمع کرده بود، با خود بیاورد؛ اما آن شخص ناکام بازگشت. بار دیگر نیز خانه  شرف الدین به دست عمال استعمار به آتش کشیده شد و کتابخانه  او که محتواى تألیفات گران بها و چاپ نشده  او بود طعمه  حریق گشت.

او در اواخر سال 1338 هجرى از مصر خارج شد و براى این که به وطن خود نزدیک باشد، به فلسطین آمد، در فلسطین و سوریه نیز به فعالیتهاى اجتماعى مى پرداخت و به حال تبعیدیان لبنانى رسیدگى مى کرد. در آن هنگام فلسطین در اشغال انگلیسى ها بود. سرانجام با وساطت برخی حکم اعدام او لغو شود، همین امر سبب شد تا شرف الدین بتواند به وطن باز گردد.

در سال 1340 هجرى قمرى آماده  سفر حج شد و در عربستان با استقبال باشکوهى از طرف مقامهاي دولتى و نماینده پادشاه وقت عربستان «ملک حسین» روبه رو شد. حج آن سال به خاطر حضور شرف الدین یکى از باشکوه ترین مراسم حجى بود که تا آن روزگار مکه به یاد داشت. او در غبار روبى و عطر افشانى خانه  کعبه همراه ملک حسین شرکت کرد و به خواست او نماز جماعت را در مسجد الحرام اقامه نمود. این اولین نماز جماعتى بود که در مسجد الحرام به امامت یک عالم شیعى برگزار مى شد.

*اولین گامهای مبارزه با مسیحیت تبشیری

از بزرگ ترین کارهاى اصلاحى سیدعبدالحسین شرف الدین در لبنان که در راستاى مبارزات ضد استعمارى او صورت مى گرفت، بنیاد نهادن مدارس اسلامى بود که در آنها به رایگان به دختران و پسران مسلمان دروس جدید و معارف اسلامى مى آموختند. این مدارس را به خاطر رویارویى با مدارس تبشیرى و مدارس دولتى که به روش غربى اداره مى شد، بنا نهاد.

نوه علامه شرف الدین، استاد سید حسین شرف الدین می گوید: «مدرسه ای بود در صور که مخالفان سیاسی پدر بزرگ آن را اداره می کردند. هنگامی که بچه بودم، یک روز عصر به نزدیک آن مدرسه رفتم و چند سنگ پرتاب کردم که موجب شد زیانهایی اندک به مدرسه وارد آید و این بدان علت بود که من تحت تأثیر درگیریهای سیاسی قرار گرفته بودم که میان پدر بزرگ و مخالفانش در رابطه با مدرسه پیش آمده بود. همان شب پس از نماز عشا به خانه ما آمد. من با خوشحالی پیش دویدم. او مرا از آن کار بشدت باز خواست کرد و گفت: مشکلات سیاسی من در ارتباط با دین است. من با مخالفان سیاسی خود برای خدا درگیر می شوم؛ اما آنان برای منافع شخصی خود مشکل آفرینی می کنند. من مدرسه جعفریه را تأسیس کردم تا فرزندان خود و مردم را از مدارس تبشیری مسیحی نجات دهم، بویژه فرزندان بینوایان و ناتوانان را. و به همین دلیل مدرسه را رايگان قرار دادم. مخالفان من نیزهمین کار را کرده اند؛ اگر چه برای رقابت من، یعنی آنان نیز مدرسه ای درست کرده اند برای طبقات پایین شیعه. حالا اگر من بتوانم آنان را به راه صواب بکشانم و برنامه مدرسه جعفریه را در آنجا هم پیاده کنم، چه بهتر! و اگر این کار را نتوانم، چون آنان می خواهند با من رقابت کنند، ناچارند راه مرا در پیش گیرند و مدرسه خود را مانند جعفریه اداره کنند و دراین صورت کاری که مورد رضای الهی است، انجام گرفته. چه به دست من انجام یابد یا به دست مخالفان من.»

یکی دیگر از دور اندیشی های علامه شرف الدین درباره آینده لبنان و نقش امام موسی صدر در آن است.سید شرف الدین به فرزندانش گفته بود که کلید رهایی لبنان از محرومیت به دستان سید موسی صدر است.  

[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:17 ] [ طیبه مروت ]

 

این تصویر رو بازتاب گذاشته بود...

به یاد روح الله خمینی، مرجع تقلیدی که فیلسوف بود و مبارز و اینچنین عارف و عاشق.

عشق را در مرام امام می توان در دوستانه هایش با علی دید در همان زمانی که دنیا منتظر یک کلامش بود

[ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 19:35 ] [ طیبه مروت ]

 شیعه با گذشت زمان روز به روز به دوران دوری از امام حاضر و تحمل رنج غیبت نزدیک می شد. این اتفاق را می توان از زندگی دور از اجتماع امامان هادی و عسکری(ع) استنباط کرد. زندگی این دو بزرگوار در پادگان نظامی و هشدار به شیعیان برای کمتر ساختن ارتباط به دلیل وضعیت سیاسی و نگرانی برای حفظ جان شیعیان کم کم زمینه این مساله را که ممکن است شیعیان مجبور باشند روزگار دور از امام را سپری کنند، برای همگان روشن می ساخت.

امام حسن عسکری(ع)، پیشوای یازدهم شیعه که بصراحت روایات و تأکید امام هادی(ع) ردای امامت شیعیان علی(ع) را بردوش داشتند، آخرین سلسله از امامان شیعه بود که حضورش در میان پیروان مشهود بود و بنا به باورهاي شیعه که برگرفته از احادیث نبوی و روایات ائمه هدی(ع) بود، پس از آن و در دوران امامت آخرین وصی خدا، پیروان امامان معصوم(ع) باید رنج دوری از امام خود را به جان می خریدند تا زمینه قیام آخرین منجی خدا فراهم آید.

دو رویکرد در تحلیل عملکرد امام عسکری(ع) در زمینه سازی برای امامت حضرت ولی عصر(عج) مورد توجه قرار می گیرد. نخست بررسی شرایط سیاسی دوران امامت آن حضرت است و دوم تحلیل وضعیت فکری و فرهنگی آن روزگار.

بی گمان انحرافهاي فکری و فرهنگی ناشی از سیاستهای مسموم دولت عباسی سخت ترین ضربه را به بدنه جامعه وارد می کرد، زيرا دور شدن امت اسلامی از دوران حیات نبی خدا(ص) و عدم دسترسی همگان به جانشینان برحق آن حضرت و نیز عدم گرایش برخی از فرقه های موجود در جامعه به تفکرات ناب ائمه معصومین(ع) باعث شده بود بخشی از امت اسلامی در برخی زمینه های فکری دچار لغزش شود. امام با اینکه در نهایت فشار روزگار می گذراند، در برابر گروه ها و مکتب های التقاطی و اندیشه های وارداتی و ضد اسلامی از جمله صوفیان، دوگانه پرستان و دگراندیشان، موضعگیری کرده و با ارایه دیدگاه های برگرفته از سیره و سنت نبوی به گسترش تفکر شیعی کمر همت می بستند.

اما باید دید با توجه به آنچه از زندگی امام یازدهم شیعیان در تاریخ روایت شده، چگونه ممکن است رهبری در زندان روزگار سپری کند و همچنان به هدایتگری خویش ادامه دهد؟

بینش سیاسی و افق نگاه امام (ع) در مساله هدایت امت اسلامی سبب شد زندان و حبس ایشان نه تنها مانع درک فیوضات علمی و راهکارهای سیاسی امام توسط شیعیان نباشد، بلکه با تدبیرآن حضرت شیوه و روشی که از دوره امام جواد(ع) برای هدایت شیعه پایه گذاری شده بود، به حد کمال رسیده و سیستمی برای ارتباط آموزش داده شود که راهگشای بسیاری از تنگناهای سیاسی گردد.

تاسیس «سازمان وکالت» که جوادالائمه(ع) کلید راه اندازی آن را زده بودند و در دوران امام هادی(ع) به فعالیت خود ادامه می داد، در دوران امامت امام عسکری(ع) به دلیل نزدیکی زمانی به آغاز امامت موعود ادیان از اهمیت بیشتری برخوردار شده بود؛ زيرا شیعه در ایام غیبت باید به گونه ای سیستماتیک به کنترل اوضاع جمعیت خود اقدام می کرد.

آن امام همام با تاسیس پایگاه هایی در شهرهای مختلف و تعیین نمایندگانی برای خود در این پایگاه ها مردم را با معارف اسلامی آشنا کرده و مانع فراموشی امامت توسط مردم به دلیل محبوس و محدود بودن خود شد. افرادی که در این پایگاه ها نمایندگی امام حسن عسکری(ع) را داشتند، با مبالغی که وی از سهم امام تعیین می کرد، امور شیعیان را سامان و معارف شیعی را گسترش می دادند. این موضوع مدیریت بی بدیل امام حسن عسکری(ع) را نشان می دهد، زيرا در شرایطی که در یک منطقه نظامی در حصر بنی عباس بود، بخوبی توانست امور مربوط به جهان اسلام را سامان دهد و پایگاه های مهم شیعی در سراسر ممالک اسلامی به راه اندازد.

امام حسن عسکری(ع) با استقرار نخبگان دینی در پایگاه های مهم شیعه و آموزش معارف اسلام به آنان، مردم را برای دوران طولانی غیبت آماده می کرد تا در این دوران به علت فقدان حضور فیزیکی امام معصوم، شیعیان، از انحرافها دور نگه دارد.

مجموعه این اقدامهاي پیشوای یازدهم(ع)، زمینه پذیرش امامت حضرت مهدی(عج) و آغاز دوران فراق شیعه از امام خویش را فراهم ساخت تا در ایامی که به خواست الهی پیشوای راستین امت در پرده غیبت نهان است، پیروان او در ورطه انحراف و کجروی نیفتند و همچون شیعیان راستین از صدر اسلام در مسیر امامت و ولایت گام بردارند.

در دوره ای که ظهور و بروز فرقه های منحط هر روز گامهای بلندتری برای غلبه بر فرهنگ اصیل اسلامی بر می دارد، توجه بیشتر به شیوه های مقابله و مبارزه امام عسکری(ع) با فرقه های منحرف و نیز ساماندهی فکری جامعه شیعی می تواند راهگشای گره های کوری باشد که اکنون پیش پای مبلغان و مروجان اسلام قرار دارد.

[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 19:20 ] [ طیبه مروت ]

 

 

امروز همزمان با دهه فجر انقلاب اسلامی، مشهد شاهد برپایی اختتامیه دهمین جشنواره علوم و هنرهای قرآنی، بود. در این مراسم بسیاری از حافظان و قاریان شهر ما که برای همه شناخته شده هم هستند حضور داشتند. سید مرتضی سادات فاطمی یکی از این چهره های معروف قرآنی بود که بیشتر از مشهدی ها، اهالی قرآن در سراسر جهان او را می شناسند.  

طبق قاعده مرسوم همه جشنواره ها، سخنران در پی سخنران آمد و سخن گفت. یکی از حاضران سردار غفاری معاون  سیاسی امنیتی استانداری خراسان رضوی بود.

سردار بیش از آنکه در جایگاه یک نظامی سخن بگوید در جایگاه یک کارشناس فرهنگی سخن گفت که جای تحسین دارد، اما متاسفانه در بخشی از سخنانش که به رابطه هنر و قرآن بر می گشت با لحنی تحسین برانگیز و صد البته ناقص، و البته تلویحی سخنان فرج الله سلحشور را درباره وضعیت سینمای ایران را مورد تایید قرار داد و گفت: اگر شخصی هم بگوید سینمای ما سکولار است برای او خواهان حکم صدها ضربه شلاق هستند!

اما سخن اینجاست که آقای سلحشور در جایگاه یک سینما گر این سخن را گفت که هنرپيشه هاي زن ايران خودشان يک پا آنجلينا جولي هستند و سينماي ايران بايد هم براي ادامه فعاليت خود فاحشه بين المللي بياورد. سينماي ايران فاحشه خانه است، مگر صبح تا شب عکس هاي هنرمندان چاپ نمي شود؟ وقتي زن هاي ما افتخارشان اين است که عکس هاي خود را به صورت نيمه عريان در اينترنت بگذارند، يعني خودشان يک پا آنجلينا جولي هستند.(این خبر را در اینجا بخوانید) این سخنان که با حواشی بسیاری هم روبه رو بود باعث شد که بار دیگر سلحشور موضع گیری کند.

گرچه خود آقای سلحشور بعدها از بازیگران زن سینمای  ایران عذر خواهی کرد (اصل خبر) اما آیا ایشان که یکی از مصادیق هنرمندان دینی است، خود را مخاطب توصیه های مولا علی(ع) نمی بینند که که به مالک اشتر می فرمایند: اگر دیدی کسی در شب گناهی مرتکب شده او در صبح به چشم یک گناهکار نبین، شاید توبه کرده باشد. به هر روی سخن من با سردار عزیز است که این سخن که موجب درخواست شکایت از سوی بازیگران سینما شد کجا و آنچه شما فرمودید، کجا؟!

امروز گویا برای آقای سلحشور روز خوبی  بود. زیرا در ادامه مراسم نیز آیة الله علم الهدی امام جمعه مشهد ذیل سخنان خود که با همین موضوع هنر و قرآن مطرح می کرد از سلحشور به خاطر ساخت سریال «یوسف پیامبر» به عنوان ذخیره جهان شیعه یاد کرد!

جای تقدیر از بسیاری از ذخایر شیعه به جای آقای کارگردان خالی بود، یکی همین آقا مرتضی سادات فاطمی بود که نسل بزرگی از قاریان قرآنی را تربیت کرد.

انعکاس در بازتاب امروز 

[ دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ] [ 13:54 ] [ طیبه مروت ]

عاشورا؛ راز به مسلخ رفتن شیفتگان عشق بود و اربعین سرّ ماندگاری عاشورا. گرچه عصر عاشورا آغاز شبی تیره و تار برای یزیدیان بود، چه آنکه با هیچ سپیده ای روزگارشان روز نگردید و شب هاشان بی مهتاب سپری شد، اما سپیده یازدهم عاشورا که زده شد و خورشید از پرده خجلت خویش بیرون آمد؛ «زینب» دیباچه ای دیگر نگاشت و روزگاری را برای همه عاشقان حسین رقم زد که تا همیشه تاریخ با سیاهی لباس عزای سالار عاشقان و سرور شهیدان، سپیدی روزگاران را ترسیم کنند و اربعین راز این پیروزی است. از عاشورا تا اربعین چهل سپیده دمید و چهل منزل گذشت تا یادگاران حسین(ع) به منزلگاه نخست بازگشتند و مرثیه غیبت سالار و امیر به خون غلطیده عشق را سردهند. اما این کاروان، بازماندگانی سرخورده نبودند چه آنکه در هر منزل با وجود همه سختی ها و زنجیرها رازی از رازهای عاشورا را با خطبه خوانی، تظلم خواهی و تفسیر منطق حسین(ع) فاش ساختند تا به منزل گاه چهلم رسیدند. در اربعین، کربلا جانی دوباره گرفت چرا که «اربعین» روایت روشنی از عاشورا بود. باید برای «شناخت حسین» که نیاز هر روزه ماست که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»، به حرکت علی وار زینب نگریست و از راز رجعت دوباره اهل بیت به کربلا در منزلگاه چهلم پرده برداشت.

نگین درخشان عاشورا حسین و فریاد آزادی خواهی اوست و درّ گرانبهای اربعین زینب است و فریادش برای ماندگاری عاشورا. و زینب همچون همه سالکان عشق در سیرو سکولکش فانی شد و در راه عشق خویش مهر ماندگار شدن در حافظه تاریخ شیعه را بر پیشانی خویش زد.

باید پرسید چگونه است که برای هیچ یک از انبیا و اولیاء الهی اربعینی نیست، جز حسین؟

«پاسخ را می توان در دفتر بزرگداشت ها جستجو كرد که هیچ حادثه ای را نمی توان لایق «اربعین» دانست که عظیم تر از عاشورای کربلا باشد بر این باور با اشک و گریه های برخاسته از شکوهمندی و عزت نجوا می کنیم که حسین(ع) خون خدا بود، حق مضاعف داشت، خلاصه و چکیده همه دین خدا بود و او بود که از این خلأ محافظت نمود، پس به حق باید اربعین، تنها به نام و یاد و خاطره او ثبت گردد».

[ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 15:28 ] [ طیبه مروت ]

می گویم: یا باب الحوائج و در قنوتم یک آسمان التجا گل می کند.
کیستی ای روح نیایش، نیاز حاجتمندان، سبب ساز رحمت واسعه الهی.
کیستی تو که می شود با التجای به تو، تمام نابسامانی ها را سامان بخشید، تمام دردها را درمان کرد و تمام غصه ها را از دل زدود؟ کیستی تو ای روح نماز که حتی دشمنت به خاکساری نیایشت غبطه می خورد؟ حضور آسمانی تو را چه کسی می تواند انکار کند؛ حتی در زندان، حتی در تنگنای تمام «سیاه چال ها»؟!
بریده باد دستی که زنجیر را به ملازمت پاهایت برگزید!
آخر چگونه می شود مفهوم ناب آزادی و آزادگی را به بند کشید؟
مولا، شگفتا از صبر تو؛ صبر مقابل سیه کارترین ستمگران روزگار، صبر مقابل تمام ناروایی های زندان و زندانیان! بریده باد دستی که تازیانه بر پیکر کبریایی ات نواخت! بریده باد دستی که با زهر خنده نگاهش، سم هستی سوز حسادت را به جام جان تو ریخت!
مولا جان، ای اسطوره شکیبایی! ما رابه التجای تو نیازی است که در طول زندگی بدان محتاجیم و خداوند دعای تو را بهانه اجابت بی واسطه کرده است.
ای باب رحمت و اجابت! چگونه می شود در عین درماندگی از یاد تو غافل شد؟
مولا جان، چگونه می توانم عبادت هایت را بسرایم؛ ولی برای زخم های غریبانه ات سکوت کنم؟
چگونه می توانم به شکیبایی بی نظیر بیندیشم؛ ولی به شکنجه دژخیمان توجه نکنم؟
چه نامرد مردمانی بودند، آنان که شمع وجودت را خاموش می خواستند!
چه وارونه اندیشانی که وجود آسمانی ات، تاب تماشا از آنان گرفته بود.
مولا، ای خورشید فرو نشسته در محاق زندان ها! امروز دل ما تنها به اندوه نشسته است که شمع جان به یاد روزهای بی چراغت، سوزان و اشک غم به یاد ناله هایت فروزان است.
سلام بر تو، در همه حال!
سلام بر تو در همه روز!
سلام بر تو و شکیبایی ات در زندان های تاریک هارون!
ما و دریای کرمت یا باب الحوائج!

[ یکشنبه یازدهم دی 1390 ] [ 11:15 ] [ طیبه مروت ]

طیبه مروت: عدالت، واژه ای غریب و مانوس با فطرت آدمی است. فلاسفه شرق و غرب نیز تعاریف متفاوتی از این مقوله ارایه کرده اند. گرچه فلاسفه یونان عدالت طبیعی را مد نظر قرار داشتند  اما فلاسفه معاصر غربی تعریف دیگری از عدالت ارایه کردند آنها عدالت را به شدت به عنوان يك امر حاشيه اي و صرفاً اخلاقي، پايبندي به منافع متقابل و تأمين منافع يكديگر، اجراي تعهدات فردی كه ناشئ از منفعت طلبي اوست و معانی مترادف با انصاف  معرفي نمودند که از آن به مثابه یک امر توافقی یاد شده است. اما عدالت در قاموس فکری انبیای  الهی و امامان بزرگوار شیعه جایگاه ویژه ای دارد و در آیات قرآن نیز به این مهم اشاره شده و روح دعوت انبیا را اقامه قسط عنوان کرده است. تعریف دین از عدل براساس متون موجود در شریعت اسلام بسیار دقیق و متناسب با فطرت بسری ارایه شده است. کامل ترین این تعاریف را می توان در روایاتی که از مولای متقیان ارایه شده است مشاهده نمود آنگاه که می فرماید: «العدل يضع الامور مواضعها».

اما آنچه در این وادی مهم به نظر می رسد، این است که عدل در يك تعريف جامع ديني، از مناسبات اجتماعي فراتر رفته و در اعتقادات دینی تعریف می شود به گونه ای که به زعم برخی از پژوهشگران دینی خداشناسي ريشه رشد عدالت اجتماعي در هر جامعه اي است. 

جایگاه عدالت در اسلام مقوله ای است که مورد توجه بیشتر اندشمندان است. شاید دلیل این توجه بیشتر تاسیس جکومت نبوی باشدو اینکه پیامبر خاتم در مسند نبوت و رسالت فرصت تشکیل حکومت را یافتند و زمینه تحقق آرمانهای الهی را در بستر جامعه فراهم نمودند. به هر صورت از آنجا که عدالت يك خصيصه بشري است، در شریعت و حکومت نوبوی نیز مورد اهتمام ویژه قرار گرفت. پس از رحلت حضرت ختمی مرتبت(ص) و نفاق در امت آن حضرت برسر حکومت و جانشینی ایشان و تحولاتی که در پی این رویداد تاریخی در روند دین پذیری مردم رخ داد، «عدالت» نیز کم کم از معنای حقیقی خود فاصله گرفت. گرچه به زعم روایتهای تاریخی امت پیامبر هرگز ستم خواه نبود و همواره عدالت خواهی را سرلوحه برنامه های اجتماعی خود داشت اما اینکه این عدالت خواهی به نهضتی اجتماعی بدل شود مورد تردید قرار گرفت، هرچند در برهه ای از زمانها، اين خواست فطري به نهضتهايي تبديل مي شد؛ اما آن نهضتها گاهي دچار انحطاط مي گرديد. در زماني كه امام علي(ع) به خلافت رسيد، طعم عدالت را به مردم چشاند و مردمي كه فعاليتهاي عدالت خواهانه آنها  كمرنگ شده بود، با سركار آمدن حكومت علوي، نسبت به عدالت خواهی و ستم ستیزی حساسيت بیشتری از خود نشان دادند.

اين عطش عدالت خواهانه در قالب دعوت از حسين بن علي(ع) ظهور و بروز پيدا كرد. نامه هایی که مردم کوفه به امام حسین(ع) نوشتند حاوی نکاتی در همین زمینه است. اين اتفاق مهم در تاریخ اسلام نشان مي دهد كه عدالت در فطرت مردم جامعه و در محتواي زندگي مردم هنوز حيات داشت. امام حسين(ع) که خود وظیفه برپایی عدالت اجتماعی را برعهده داشت از فرصت پيش آمده استقبال نموده و به سمت كوفه حركت كردند. این حرکت امام حسین در زمانی رخ داد که بني اميه نبض جامعه را در اختيار داشت و جامعه آسيب پذيرآن روز در برابر  خفقان یزیدی ساکت شد و شعله های عدالت خواهی شان فروکش نمود. 

امام حسین(ع) در چنين شرايطي نهضت عدالتخواهانه ويژه اي را تدارك ديدند كه به نهضت عاشورا تبديل شد. سید الشهدا اين عدالت خواهي را در قالب فراجامعه و در يك وضع تاريخي و فطري قرار داده و  تحولي در فطرتها ايجاد و نگاههاي عميقي را شكل دادند كه توانست پایه های کاخ خفقان یزید را بشكند.

امام حسين(ع) که جامعه را با بن بست فطری مشاهده می کرد، فعاليتهاي عدالت خواهانه خود را در قالبی یك نهضت بي پيرايه از مسايل مادي و سودجويانه بنا نهاد و در يك بستر اجتماعي بهترين راه را براي شكستن بن بست بيدار كردن وجدان انسانی دنبال كردند. آنچه امروز موجب بیداری شیعیان شده است و حرکتهای شیعی در سراسر جهان خواب را ازچشم ستمگران ربوده است برخاسته از همین رهاوردی اسن که حسین بن علی از خون خود بر پرچمهای بیدار گری اش نگاشت و آن را به دست پیروانش داد تا در همیشه تاریخ جاری و ساری باشد.

[ سه شنبه پانزدهم آذر 1390 ] [ 14:45 ] [ طیبه مروت ]

پروفسور رشید بن عیسی:
علی (ع)، «الیت» اسلام است


پروفسور رشید بن عیسی متفکر و اندیشمند دمسلمان الجزایری الاصل فرانسوی است که در ایام میلاد امام هشتم میهمان مشهد الرضا و آقا بود. این حضور بهانه ای شد تا مصاحبه ای درباره مولای متقیان و حقانیت و لایت علی(ع) با وی انجام دهیم. آنچه در ادامه می خوانیدگزیده ای از سخنان این نویسنده و اندیشمند مسلمان است.
« پیش از هر چیز ما باید تعریف جدیدی از «سنت» ارائه دهیم. منظور از کلمه «سنت» در عبارت «اهل سنت»، سنت پیامبر (ص) نیست، چون همه فرقه های اسلامی سنت پیامبر (ص) را قبول دارند و اهل سنت نمی تواند آن را مختص به خود بداند. در اینجا توضیحی می دهم که اتفاقاً آن را در «کتاب التوحید» محمد بن عبدالوهاب، پایه گذار وهابیت، پیدا کرده ام. در این کتاب فصلی هست به نام «باب من اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون ا...» که متأسفانه خیلی ها آن را نخوانده اند. محمد بن عبدالوهاب در این فصل درباره ابوبکر و عمر سخن می گوید و این حدیث را نقل می کند: «عن ابن عباس رضی ا... عنه قال: تکاد تساقط علیکم حجارة من السماء، اقول قال ا... و رسوله و تقولون قال ابوبکر و عمر.» نزدیک است که از آسمان بر سرتان سنگ ببارد که من سخن خدا و پیغمبر (ص) را می گویم و شما در مقابل، حرف ابوبکر و عمر را علم می کنید! اصطلاح «سنت شیخین» از اینجا نشأت می گیرد. وقتی می گوییم اهل سنت، یعنی سنت شیخین که با همین سنت، علی (ع) را از صحنه حذف کردند. وقتی بعد از عمر به علی (ع) پیشنهاد خلافت کردند، از او پرسیدند به کتاب خدا عمل می کنی؟ فرمود بله. گفتند به سنت رسول ا... چطور؟ فرمود بله. گفتند به سنت شیخین هم عمل می کنی؟ فرمود: «ما کنت احد من رجالکم» من مانند شما نیستم. علی (ع) بزرگ ترین عالم اسلام بود. در منابع سنی از رسول اکرم (ص) نقل شده است که «علی اقضاکم». او چگونه می تواند به کسانی اعتماد کند که علمشان بسیار از او کمتر بود؟ در صحیح بخاری، باب «قول عمر لمن اجنب لا تصلی»، آمده است که عمر در پاسخ شخصی که گفت در حال جنابتم، گفت نماز نخوان! عمار گفت: «مگر می شود نماز نخواند؟ یادت رفته که پیامبر (ص) به ما فرمود در چنین مواردی تیمم کنید؟» و بعد به عمر گفت: «به کسی نخواهم گفت که خلیفه این مسئله را نمی داند!» کسی که چنین مسئله ای را نمی داند، چگونه می تواند خلیفه مسلمانان شود؟ سنت شیخین در برابر سنت پیامبر (ص) قرار می گیرد.
«بوصیری» شاعر در قصیده همزیه خود خطاب به پیامبر (ص) می گوید: «و حسن و حسین کنت تؤویهما/ الیک کما تؤوی نقطتیها الیاء» همچنان که حرف«یـ» دو نقطه دارد، تو حسن (ع) و حسین (ع) را در کنار خود جای می دادی. «فابکهم ما شئت انّ قلیلاً فی شأنهم البکاء» هر چه می خواهی برای آنها گریه کن که هر چه در شأن آنها گریه کنی، باز هم کم است
همه عقاید شیعه را می توان در منابع سنی یافت. اصل حرف شیعه، ولایت علی (ع) است و این که بعد از پیامبر (ص)، بهترین گزینه کیست. پیامبر (ص) فرمود: «انا مدینة العلم و علی بابها». یکی از محدثان سنی مراکشی درباره این حدیث کتابی نوشته است. یکی از علمای مراکش به نام «شیخ منتصر الکتانی»، استاد دانشگاه «المدینه»، کتابی با عنوان «معجم فقه السلف، عترة و صحابة و تابعیا» در عربستان به چاپ رسانده و برای اولین بار، عترت را به عنوان منبعی مستقل برای فقه اسلامی به رسمیت شناخته است. او در صفحه اول این کتاب، از انتشارات دانشگاه المدینه، حدیث غدیر را از منابع سنی نقل می کند و آن را حدیثی معتبر می خواند.
ما در الجزایر فقط برای دو اسم، کلمه «سیدی» را به کار می بریم که همان «سید» است؛ «سیدی علی» و «سیدی احمد». علی (ع)، «علی» است، یعنی برتر و بالاتر و کلمه «الیت elite» - به معنای نخبه و برگزیده - از «عِلیا»ی عربی گرفته شده است. علی (ع)، «الیت» اسلام است.

[ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 ] [ 16:27 ] [ طیبه مروت ]

خبر درگذشت آیة الله عمید زنجانی که در یک دوره دو ساله ریاست دانشگاه تهران را بر عهده داشت. یاد آور روزهایی است که او پس از یک مدت کوتاه باید پست ریاست دانشگاه تهران را به فرهاد رهبر واگذار می کرد.

آن روزها شایعات بسیاری درباره برکناری مرحوم عمید زنجانی برسر زبانها بود.

 او را در این ایام اولین رییس معمم دانشگاه تهران می خواندند و ریاستش برای خیلی از دانشگاهی ها قابل تحمل نبود، هرچند او خود جزئی از بدنه دانشگاه شده بود تا حوزه. در دوره ریاستش موج منع از تدریس و اخراج برخی از استادان دانشگاه به راه افتاد و افرادی چون نمک دوست، آیت الله محمد مجتهد شبستری، دکتر عالم زاده و دکتر علی آبادی از دانشکده الهیات و حسنعلی درودیان، احمد ساعی، سیدعلی آزمایش، آشوری، صفایی، رضا رئیس طوسی و عراقی از دانشکده حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه اخراج شدند و بسیاری از آنها با دعوت نامه هایی که از دانشگاه های غربی برای تدریس داشتند راهی جز مهاجرت از ایران نیافتند.

هرچند او چندی پس از برکناری اش از دانشگاه تهران در یک مصاحبه مطبوعاتی گفته بود که مانع بازنشستگی ۲۰ استاد دانشگاه شده بود و وزیر علوم او را تحمل کرده بود!

عمید زنجانی پس از برکناری از ریاست دانشگاه تهران به عرصه پژوهش بازگشت. عرصه ای که برخی از صاحب نظران می گفتند ای کاش هیچگاه حتی برای همان دوسال ریاست هم ترک نمی کرد. چراکه در کشور ما با اهالی علم به خوبی مدارا نمی شود.

 

[ یکشنبه هشتم آبان 1390 ] [ 12:34 ] [ طیبه مروت ]

 فواد صادقی از مدیران سایت آینده نیوز در یادداشتی اعلام کرد که این سایت به دلیل فشارهایی که بر آن وارد می‌شود و نیز به علت عدم موافقت با رفع فیلتر از عرصه رسانه‌های مجازی کشور خداحافظی می‌کند.  صادقی همچنین نوشته است که در صورت رفع فیلتر سایت امکان فعالیت مجدد ان مهیا می‌شود...

این خبر را در اینجا بخوانید

[ جمعه ششم آبان 1390 ] [ 0:10 ] [ طیبه مروت ]

سه شنبه و چهارشنبه ای که گذشت در شهر ما- مشهد- دو مراسم شکرانه برگزار شد.

اولین شکرانه را آستان قدس رضوی برپا کرد تا اعلام رسمی داشته باشد بر ختم جشن های دهه میلاد امام رضا(ع) و البته تقدیر از فعالان و زحمت کشان آستان قدس در نهادها و ادارات تابعه.

یکی از زیباییهای هنری این مراسم که در تالار همایشها و نمایشگاههای آستان قدس رضوی واقع در طبقه زیرین باب الجواد برگزار شد، حضور مجید اخشابی خواننده و نوازنده کشورمان بود.

او دو قطعه برای امام رضا اجرا کرد، که در مراسم شکرانه دوم که اعلام پایان جشنواره فرهنگی هنری امام رضا(ع) بود، تکرار شد.

اما چند نکته در اجرای آقای اخشابی وجود داشت که برایم جالب و قابل توجه بود.

اولین نکته ارادت این خواننده جوان به ضرت رضا بود که شاید بفرمایید این که نکته جالبی نیست! اما وقتی خواننده ای قرار است برای امام هشتم بخواند و قبل از اجرا بگوید هیچ نامی بهتر خود امام رضا برای اثر هنری ام نمی یابم، کمی قابل توجه می شود. چرا؟

عرض می کنم.

این پازل وقتی کامل شد که ترانه بی موسیقی اخشابی اجرا شد. متن این سرود چنان با عرض ادب و احترام به ساحت مقدس ثامن الحجج(ع) بیان می شد که گویی اکنون خواننده از نهایت عشق و ادب برای آقا قالب تهی می کند. مثلا در این ترانه از ضمیر مفرد استفاده نشده بود. یا اینکه همه افعال جمع بکار برده شده بود و نهایت اینکه جملات این سرود با نهایت ادب به ساحت قدسی آقای رئوفمان بیان شد، آنقدر که مادرم که خیلی با موسیقی - البته جز استاد شجریان- میانه ای ندارند، به آقای اخشابی احسنت گفتند.

"...شما امام رضایی..."

اما یک ای کاش در این ماجرا باید تقدیم کنم به برخی از آقایان مداحی که برای اهل بیت می خوانند و به قول بزرگی در خیمه ۶۳ امام حسین هستند اما در مداحی ها و مولودی خوانی هایشان، گاهی بوی بی ادبی به مقام شامخ اهل بیت پیامبر به گوش می رسد. این مساله چند سال پیش چنان نمود و ظهور و بروز پیدا کرد که مقام معظم رهبری نسبت به آن واکنش نشان داده و به مداحان گوشزد نمودند.

اما یک نکته دیگر هم می ماند و آن ادب ذاتی این خواننده بود. چه در مواجهه با مردم که در نهایت ادب و تواضع بود و چه در برخورد با مادر محترمه شان - که در این سفر همراه ایشان بودند- 

برخورد آقای اخشابی با مادر، مصداقی از توصیه های اخلاقی دینی ما بود در برخورد با مادر.

 

[ جمعه بیست و نهم مهر 1390 ] [ 18:56 ] [ طیبه مروت ]

طیبه مروت: حکایت نماز خواندن یا نخواندن جوان ها، حکایت پر از دردی است که برخی از خانواده های ما با آن دست و پنجه نرم می کنند. گرچه نمی توان چهره های برخی جوان های مسجدی را در صفهای نماز جماعت و یا مراسم عبادی چون اعتکاف از یاد برد، اما آنچه درد است را باید درمان کرد و آنچه نعمت است را باید توسعه بخشید. گزارش پیش رو، نگاهی به این مسأله دارد.

نماز نمی خوونم!

چرا نماز بخوونم؟
این اولین سؤالی بود که با بوی انکاری تلخ از صحبتهای امیرحسین، بعد از پرسشم شنیدم.
امیرحسین 21ساله گرچه سعی می کند خود را آدمی امروزی یا به قول خودش حالایی نشان بدهد، اما در برخی موارد هنوز هم جلوه هایی از سنت در رفتارش به چشم می خورد. امیرحسین که به گفته خودش در یک خانواده مذهبی به دنیا آمده، رغبتی برای نماز خواندن ندارد. او خودش بیشتر از یک کارشناس روانشناسی یا یک جامعه شناس اطلاعات دارد !این را هم خودش می گوید، گرچه خیلی هم گزاف سخن نمی گوید، اطلاعاتش درباره مسایل تربیتی کم نیست. اما ناقص است و در تحلیل دچار اشتباه شده است. اشتباهی که ممکن است خیلی از جوان هایی که مثل امیرحسین نماز نمی خوانند و یا روزه نمی گیرند، مرتکب شوند.
نادره شهرام مهر، کارشناس ارشد معاونت پژوهشی و آموزشی سازمان تبلیغات اسلامی، در این رابطه معتقد است: عوامل درونی که موجب می شود نوجوان و جوان رغبتی به نماز از خود نشان ندهند، ممکن است بی اطلاعی به اهمیت نماز، تنبلی و مسامحه کاری و یا بی حالی و بی حوصلگی باشد.
وی ادامه می دهد: ممکن است این پدیده از درون خانواده ناشی شود که به دلیل عدم ایجاد عادت در فرزند به نماز از دوران خردسالی، دعوت او به نماز از روی خشونت، احساس ریاکاری در والدین و... باشد.
شهرام مهر، عوامل اجتماعی مثل دوستان و یا محیط را نیز در این مسأله دخیل می داند و به اهمیت الگوسازی در خانه و جامعه تأکید دارد.

                                          

انس با نماز از کودکی ایجاد شود

می گفت صبح ها با بوی گلهای باغچه خانه پدری که مادرم چیده بود و کنار بینی ام می گرفت، از خواب بیدار می شدم...
خانم دکتری که خود حالا راه تربیت یک نسل را در پیش گرفته، از رفتارهای مادری سخن می گفت که بی آنکه دانشگاه رفته و استادان علوم تربیتی را تجربه کرده باشد، کودکانش را با عطر خوش گلهای بهاری باغچه خانه باصفای شان بیدار می کرد تا با خاطره ذهنی از بهشت خدا در پاداش نماز، برای خواندن نماز صبح از خواب شیرین سحر برخیزند و صورت غرق در خواب را با آبی خنک بشویند و برای رویارویی با خدای مهربانی که مادر برایشان به تصویر کشیده بود، آماده شوند...
... هنوز هم وقتی از خاطره این خانم دکتر یاد می کنم، با خود می اندیشم این مادر مهربان چه پاداشی برای تربیت نسلی که با خدای شان قهر نیست که بماند، بلکه عاشق اوست، خواهد گرفت؟ آیا پاداشی بالاتر از داشتن فرزندانی به پاکی همان گلها و به خوشبویی همان عطر لذت بخش سحرگاه؟
حجةالاسلام دکتر محمد حسین اجرایی، در پاسخ به این سؤال که «چه کنیم جوانان بانشاط نماز بخوانند؟» معتقد است: مؤثرترین راه برای انجام عبادات در دوره بلوغ، ایجاد عادت در دوران کودکی است. انجام تکالیف دینی و از جمله نماز را نباید تا زمان بلوغ به تأخیر انداخت، بلکه باید انس و عادت لازم را در آنها به وجود آورد تا در زمان بلوغ مشکلی از این نظر به وجود نیاید. خانواده هایی که از فرصت دوران کودکی برای این منظور استفاده نمی کنند، در دوران بلوغ و نوجوانی معمولاً با مشکلات جدی روبه رو می شوند.
وی در ادامه تأکید می کند: این استدلال که اجازه دهیم تا طفل پس از رسیدن به دوره بلوغ، خود مسیر خویش را انتخاب کند، به هیچ وجه صحیح نیست. بر این اساس، اسلام بر عبادتهای تمرینی کودکان تأکید دارد تا از این طریق مقدمات تربیت دینی فراهم گردد. نکته دیگر، جدی گرفتن واجبات دینی و توجه خاص به نماز است. اگر والدین حساسیت خود را نسبت به نماز در عمل نشان دهند، خواه ناخواه این برخورد در فرزندان تأثیر خواهد داشت. نکته سوم آن است که واداشتن فرزندان به انجام نماز نباید با خشونت و سختگیری و تندی همراه باشد که این امر، ستیزه جویی و لجاجت را به دنبال دارد.
اجرایی تصریح می کند: در مسایل دینی باید روشهایی در پیش گرفت که در دل نوجوانان راه پیدا کنند و مورد محبت و دلبستگی آنها واقع شوند. برای این منظور باید به جای سختگیری های نامعقول، بیشتر از شیوه های تشویقی بهره جست. مطلب آخر آن است که جوان از جوان بهتر و زودتر می پذیرد. تفاوت دو نسل چه بسا مانع برقراری ارتباط والدین با فرزندانشان می شود. از این رو، برای انتقال مفاهیم اخلاقی و یا تشویق به نماز و غیره، بهتر است از دوستان نمازخوان و با نفوذ ایشان استفاده کنید.

این سه عنصر مهم!

حجةالاسلام رضا فرهادیان، کارشناس مسایل تربیتی و دینی، بر تأثیرگذار بودن سه عنصر خانه، مدرسه و رسانه های جمعی اشاره می کند و می گوید: عناصر و عوامل تأثیرگذارنده در محیط خانه، مدرسه و جامعه در القای یک ارزش معنوی و رسانیدن پیام و بیان روح نماز، اگر عملاً یکدیگر را نفی کنند و یا در برنامه ها و اظهار مطالب، هر کدام راه و هدفی متفاوت و مغایر با یکدیگر بپیمایند، در ذهن فرد تناقض به وجود می آورند و پیام منجر به ایجاد انگیزه، شوق، اراده و عمل نمی شود.
این نویسنده و محقق، به نقش محوری خانواده تأکید کرده و می افزاید: آموزش نماز و پرورش روحیه مذهبی مناسب برای اقامه آن، ابتدا از خانه شروع می شود. آنچه در مورد فرزند در گرایش به نماز مهم است، وجود انگیزه است و آنچه در تربیت و آموزش نماز اهمیت دارد، رسوخ روح معنوی نماز به اعماق دل اوست، نه تحمیل شکل و قالب به او. زمانی آموزش نماز به توفیق می انجامد و قرین موفقیت می شود که با احساسی خوشایند همراه باشد.
وی ادامه می دهد: بدون تردید، همه انسانها به طور فطری استعداد و گرایش به نیایش دارند، اما آنچه درباره کودکان و نوجوانان مهم است، چگونگی روشهای آموزش و نحوه ارایه و انتقال این ارزشهاست.
آداب و عبادتهای مذهبی چون پاسخی به عالی ترین نیازهای معنوی است، اگر به طور طبیعی و با جلب رضایت قلبی جوانان ارایه شود، احساسی خوشایند در آنان برمی انگیزد و آن را به راحتی جذب می کنند. کسب عادتها و رفتارهای مذهبی، پیش از آنکه متأثر از اندرزها و سخنان والدین باشد، معلول پذیرش رفتار، عواطف و احساسات مرتبط و همراه با مهر و محبت آنان است.
فرهادیان به نقش مشابه مربیان مدارس در ایجاد انگیزه برای اقامه نماز هم اشاراتی دارد. او فضاسازی در نمازخانه مدرسه را در کنار سایر عوامل تربیتی و الگوسازی در جذب دانش آموزان به نماز مهم می داند و صبوری را چاره ساز مشکلاتی چون رغبت نداشتن جوانان به نماز عنوان می کند. از نظر این کارشناس دینی، اگر رسانه ها را به فرموده امام دانشگاهی عظیم بدانیم، باید به دنبال نقش آفرینی گسترده آن در رابطه با نهادینه کردن فرهنگ نماز باشیم. او معتقد است: برنامه های تلویزیونی اگر با ارزشها و تفکر جامعه هماهنگ نباشند، در اندیشه فرد بحران و تناقض ایجاد خواهند کرد و انتخاب بهتر را برایش مشکل خواهند ساخت.
فرهادیان می گوید: اگر شیوه های تربیتی مربوط به نماز و برنامه های زمینه ساز و جانبی اوقات فراغت در خانه، مدرسه و رادیو تلویزیون متناقض باشند، کودکان و نوجوانان به شکل صحیح به نماز گرایش پیدا نخواهند کرد و روح حقیقی نماز در وجود آنان تحقق نخواهد یافت.


[ دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 ] [ 17:12 ] [ طیبه مروت ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

طیبه مروت
نویسنده و روزنامه نگار
امکانات وب

فروش بک لینکطراحی سایتعکس